نوشتنی های یک مشاور کسب و کار(فنآوری_اطلاعات)

نمیشود بدون ارتباطات اجتماعی از نوع کسب و کار به یک زندگی سالم دست پیدا کرد
نمیشود معامله کرد بی آنکه تعامل داشت
نمیشود زندگی کرد و شاغل نبود

تفاوت ابعاد ذهن متاهل و مجرد

زندگی مجردی مانند خزیدن روی خط راست هست وقتی متاهل میشی سطح رو درک میکنی و زمانی که مادر یا پدر میشوی همچون یک صخره نورد حرکت در فضای سه بعدی رو تجربه میکنی

خیلی تفاوت هست بین شما دوست متاهلم با یک مجرد شصت و پنج ساله که هیچ وقت با مسایل زندگی زناشویی دست و پنجه نرم نکرده
 حتی اگر اون شخصیت گران قدر کلی مقاله ی علمی و رمان تراز اول نوشته باشه و جایزه ی نوبل هم گرفته باشه

دوست بزرگوارم حتما همچین افراد سن دار تر از خودت  که نیاز به نوازشِ شما دارند رو دیدید
اونها روی یک خط طولانی حرکت رفت و برگشتی دارند  عقب  و نقاط تکراری زندگی انفرادی شون رو بارها لمس میکنند
 ولی شما در یک سطح بزرگ  نقاط متعدد و بینهایتی  رو کشف کرده اید که برای مجردها گنگ و نامفهوم هست

و زمانی که  فرزند آور می شوی و نام مقدس پدر یا مادر رو احراز میکنی دیگر در سطح حرکت نمیکنی بلکه لذت درک حجم را میچشی
همچون آن صخره نوردی که انگشتان پاهایش هنر انگشتان دستانش را تکرار میکند به جای گردش در دشت فتح قله را هدف قرار داده است

در قرآن  در سوره ی نور آیه ای هست که میگه:

برخی از جان داران بر روی شکم حرکت میکنند (حرکت بر روی خط)
برخی بر روی دو پا (حرکت بر روی سطح) 
 و برخی بر روی چهار دست پا (حرکت بر روی حجم)

وَاللَّهُ خَلَقَ کُلَّ دَآبَّةٍ مِنْ مَآءٍ ۖ فَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلَىٰ بَطْنِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلَىٰ رِجْلَیْنِ وَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلَىٰٓ أَرْبَعٍ ۚ یَخْلُقُ اللَّهُ مَا یَشَآءُ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

و خدا هر جنبده‌ای را از آبی [که به صورت نطفه بود] آفرید، پس گروهی از آنها بر شکمشان راه می‌روند، و برخی از آنها به روی دو پا حرکت می‌کنند، و بعضی از آنها به روی چهار پا راه می‌روند. خدا آنچه را بخواهد می‌آفریند؛ مسلماً خدا بر هر کاری تواناست. (۴۵)

سوره ی نور - آیه  45
قرآن مبین

#زندگی_مجردی
#زندگی_متاهلی
#فرزندآوری
#قرآن
#فیزیک_کوانتوم
#بعد_چهارم
#خط_سطح_حجم
#ازدواج
#صخره_نورد

غفلت در بازنشر سریع مطالب هیجان انگیز

از دروغگویی تو همان بس که آنچه را شنیده ای بازگو کنی
این روایت علوی یا حدیث نبوی را اگر همه رعایت کنیم هیچ فحشایی شایع نمیشود و هیچ شایعه ی پخش و نشر نمیابد

تا از  یک مطلب هیجان زده میشویم زود انگشتمان را میگذاریم روی آیکون بازنشر غافل از این که این مطلب راست_نُما هم راست نیست و هم قابل نمایش نیست

این پستهای پُرنشر  پورن هم دارند در دلشان  که ما فقط بخش عاطفی یا احساسی و انسانی اش را دقت میکنیم 

یک دوربین مخفی میبینیم زود بازارسال میکنیمش

حال آنکه فرآیند دوربین مخفی در فقه رسانه حرام شمرده شده است  به دلیل تمسخر افراد یا همان سرکاری گذاشتن سوژه و چند خطای دیگر اجتماعی مانند استفاده از دروغ و ترساندن و تحقیر کردن و به واسطه ی تماشایی شدنشان مباح و حلال اجتماعی میشوند این افعال ضد اخلاقی

در دایرکت ویدیوهای ارسال شده توسط  دوستان فرهنگی ام را نمیتوانم با پسر دوازده ساله ام ببینم
عموما یا جوک های مستهجن هستند یا روابط عاطفی اشک آور ولی بی محابا و یا مطالب ساختگی تاریخی_نُما و البته دروغ

و خداوند نیز در قرآن اینگونه انتشار مفسده ها را مورد تهدید قرار داده است :

إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ ۚ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

کسانی که دوست دارند کارهای بسیار زشت [مانند آن تهمت بزرگ‌] در میان اهل ایمان پخش شود، در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهند داشت، و خدا [آنان را] می‌شناسد و شما نمی‌شناسید. (۱۹)


سوره ی نور - آیه 19
قرآن مبین

 

در باز نشر مطالب اینستاگرامی دقت کنیم تا دچار تهدید خداوند در آیه ی فوق نشویم

#دوربین_مخفی
#دروغ
#شایعه
#فقه_رسانه

مدیران مرگ آگاه یک واژه ی جدید مدیریتی

اوایل دهه ی هفتاد کلاس فیلمسازی می رفتم
در انجمن سینمای جوانان مشهد
خدا رحمت کند استاد فیلمنامه نویسی مان را فکر کنم فامیلی اش معصومی  بود

کارگردانهای بزرگ جهان را به دو گروه تقسیم بندی می کرد
دسته ی با اهمیت تر را کارگردانان مرگ آگاه مینامید

این کارگردانهای مرگ آگاه  برای داستانگویی در فیلمهایشان  نقطه اتکایی داشتند بنام  حادثه ی مرگ  و با این عاملِ مرجع تماشاگر را به یک زندگی مرگ آگاهانه رجوع میدادند

از جمله کارگردان‌های مرگ‌آگاه آندره تارکوفسکی بود که موفق شدم بهترین آثارش را همان سالهای نوجوانی ببینم از جمله فیلم سولاریس وی را که بعدها عینا و پلان به پلان باز سازی شد و پیشنهاد میکنم حتما سولاریس را ببینید

من نیز مدیران را به دو دسته تقسیم می‌کنم که دسته ی با اهمیت تر آنان را مدیران مرگ آگاه مینامم

مدیران مرگ آگاه نقطه اتکای اعمال و رفتارهای مدیریتی شان مساله ی مرگ و پاسخگویی در درگاه خالق است

این دسته از مدیران چون از ظلم کردن به زیر دست میترسند رفته رفته معشوق کارمندان و کارگرانشان میشوند

مدیران مرگ آگاه محصولات و خدماتی به مشتری ارائه می‌دهند که زندگی مشتری را ارتقاء میدهد و معشوق مشتری هم میشوند

در مدیران مرگ آگاه الماسی گران وزن هست بنام وجدان

امام علی علیه السلام در حکمت 126 میفرمایند
(برخی نسخه ها حکمت 121)

ﻋَﺠِﺒْﺖُ ﻟِﻤَﻦْ ﻧَﺴِﻲَ اﻟْﻤَﻮْﺕَ ﻭَ ﻫُﻮَ ﻳَﺮَﻱ اﻟْﻤَﻮْﺗَﻲ 

 تعجب می کنم از کسی که می بیند دیگران جان می دهند و مرگ را فراموش می کند .

#مدیریت
#سیستم_فکری_مدیر
#وجدان
#مبدأ
#معاد
#مرگ_آگاهی
#مرگ
#آندره_تارکوفسکی
#آندری_تارکوفسکی
#سولاریس

کارمندی و کارافرینی در قرآن

کارمندی و کارافرینی در قرآن

 

آیاتی از سوره نحل

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً عَبْداً مَمْلُوکاً لا یَقْدِرُ عَلی‏ شَیْ‏ءٍ وَ مَنْ رَزَقْناهُ مِنَّا رِزْقاً حَسَناً فَهُوَ یُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَ جَهْراً هَلْ یَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُون75

خداوند برده زرخریدى را مَثَل زده که نه مالک خویشتن است و نه از دنیا مال و ثروتى دارد و نه مى تواند در چیزی تصرف کند، در برابر کسى که ما به او از جانب خود رزقى نیکو داده ایم و او آزادانه در نهان و آشکار از آن انفاق مى کند، آیا آنها برابرند  ستایش همه از آنِ خداست، ولى بیشتر مردم این حقیقت را نمى دانند

 

وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَجُلَیْنِ أَحَدُهُما أَبْکَمُ لا یَقْدِرُ عَلی‏ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ کَلٌّ عَلی‏ مَوْلاهُ أَیْنَما یُوَجِّهْهُ لا یَأْتِ بِخَیْرٍ هَلْ یَسْتَوی هُوَ وَ مَنْ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلی‏ صِراطٍ مُسْتَقیم76

و خداوند دو مرد را نیز مثل زده است که یکى از آن دو گنگ است و قدرت تفهیم و تفهّم ندارد و سربار مولاى خویش است، او را به هر جا روانه کند سودى به دست نمى آورد، آیا او با کسى که به عدالت فرمان مى دهد و خود نیز بر راه راست قرار دارد، برابر است ؟

 

انسانها گونه های متفاوتی خلق شده اند با خلقیات و استعدادهای گوناگون خدادادی . برخی از آنها از لحاظ استعداد مدیریتی نسبت به دیگران امکانات و استعدادهای بیشتری دارند ، و برخی هم در انجام کارهای ریز و دارای جزئیات صبورتر و ماهرتر هستند

دسته ی اول مدیران جامعه را تشکیل میدهند که کلان نگر هستند و دسته ی دوم کارمندان هستند که جزئی نگر هستند .

 این یک پیش گزیده است ولی هرکس که بخواهد میتواند خودش را تغییر دهد و از دسته ی اول به دسته ی دوم برود یا بالعکس.

در هر حال از هر گروه هم که باشیم هم میتوانیم کارآفرین باشیم و هم میتوانیم کارمند بشویم .

کم نیستند انسانهای کلان نگری که کارمندی را به کارآفرینی ترجیح داده اند و مدیر عاملِ استخدامیِ یک شرکتِ خصوصی شده اند و یا مدیر کل یک سازمان دولتی شده اند بجای آنکه کسب و کار خودشان را راه اندازی کنند .

و از طرفی کم نبوده اند افراد جزئی نگری که بجای کارمندی تصمیم گرفته اند به تنهایی کسب و کار خودشان را راه اندازی کنند و خوداشتغالی و کارآفرینی کوچکی را راه اندازی کرده اند.

 قران کریم در آیات 75  و 76 سوره نحل اشاره به تصمیمی دارد که هر انسانی برای ایجاد درآمدِ خودش میگیرد ، تصمیمی که یا منجر میشود به کارمندی یا منتهی میشود به کارآفرینی.

 

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً عَبْداً مَمْلُوکاً لا یَقْدِرُ عَلی‏ شَیْ‏ءٍ وَ مَنْ رَزَقْناهُ مِنَّا رِزْقاً حَسَناً فَهُوَ یُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَ جَهْراً هَلْ یَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُون75

خداوند برده زرخریدى را مَثَل زده که نه مالک خویشتن است و نه از دنیا مال و ثروتى دارد و نه مى تواند در چیزی تصرف کند، در برابر کسى که ما به او از جانب خود رزقى نیکو داده ایم و او آزادانه در نهان و آشکار از آن انفاق مى کند، آیا آنها برابرند ؟ ستایش همه از آنِ خداست، ولى بیشتر مردم این حقیقت را نمى دانند

خداوند در آیه 75 سوره نحل دو نفر را با هم مقایسه میکند ، یکی عبد مملوک یا همان کارمند قراردادی هست که طبق یک قرارداد یا ملک نامه به عنوان نیروی سازمانیِ تحتِ مالکیتِ یک سازمان قرار گرفته است و تا پایان قرارداد یا تا سی سال حق انجام فعالیت دیگری ندارد .

خداوند در قرآن می فرماید این عبد مملوک یا به تعبیر ما همان کارمند قراردادی تقدیر هیچ چیزی در اختیارش نیست ( لا یقدر علی شیء) و دربست در اختیار مالکش می باشد.

خداوند در مقابل این شخص فرد دیگری را معرفی میکند که رزق پاک و نیکویی بطور مستقیم از خدا میگیرد به عبارتی روزی اش را خداوند روزانه حواله میدهد نه کدخدا یا فلان سازمان و بهمان شرکت در قالب حقوق ماهیانه و این فرد در قبال حقوق دریافتی اش انفاق هم میکند و این انفاق دو حالت دارد ، مخفیانه و علنی.

حالت مخفیانه ی انفاق  همان احسان به مستمندان است ولی این صدقه نیست بلکه انفاق و نفقه دادن است پس میتوان حالت آشکار انفاق را که همان نفقه دادن به زیر دستان است دانست ، که این زیر دستان میتوانند همان اهل و عیال و افراد تحت تکفل باشند .

باید دانست که توسعه ی افراد تحت تکفل الزاما سرپرستی فقرا و بی سرپرستان نیست بلکه ایجاد کارآفرینی با نگرش گسترش  اشتغال و استخدام نیز میتواند به وسعت افراد تحت سرپرستی کمک کند که مصداق همان انفاق آشکار است .

آیات تایید کننده ی این تعبیر که خیلی هم دور نیست آیات 71 و 72 همین سوره ی نحل میباشد یعنی درست صفحه ی قبل از آیاتی که مورد بحث ما است .

در آیه 71 سوره نحل خداوند حکیم این پرسش را طرح میکند که  چرا کسانی که در رزق و روزی برتری یافته اند شرایطی ایجاد نمیکنند تا این نعمتها به دست افراد زیر دستشان  برسد تا آنها نیز به همان امکانات زندگی که این ثروتمندان در اختیار دارند دسترسی پیدا کنند .

 

وَ اللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَکُمْ عَلی‏ بَعْضٍ فِی الرِّزْقِ فَمَا الَّذینَ فُضِّلُوا بِرَادِّی رِزْقِهِمْ عَلی‏ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ فَهُمْ فیهِ سَواءٌ أَ فَبِنِعْمَةِ اللَّهِ یَجْحَدُونَ -  نحل71

و خدا برخى از شما را در بهره برى از روزى، بر برخى دیگر برترى بخشیده است، پس کسانى که برترى داده شده اند، حاضر نیستند روزىِ خود و امکان بهره بردارىِ آزادانه از آن را در اختیار بردگان خود قرار دهند تا در آن باهم برابر باشند. این برترى، نعمتى الهى است، آیا نعمت خدا را انکار مى کنند ؟ - نحل71

و سپس در آیه 72 سوره  نحل خداوند متعال نمونه ای از مجموعه ی روزی خواران را که همه در زندگی تجربه اش میکنیم را به تصویر میکشد . این مجموعه ی نمونه  همان همسران و فرزندان و نوه ها هستند که پروردگار به واسطه­ی وجودِ آنها روزی پاک را نصیب سرپرستشان میکند ...

 

وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَزْواجِکُمْ بَنینَ وَ حَفَدَةً وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ أَ فَبِالْباطِلِ یُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ یَکْفُرُونَ - نحل72

و خدا براى شما از جنس خودتان همسرانى آفرید، و براى شما از همسرانتان پسران و نوادگانى پدید آورد. و از چیزهاى پاکیزه به شما روزى داد پس آیا به باطل ایمان مى آورند و به نعمت خدا کفر می ورزند ؟ - نحل72

 

با این تفسیر ایده آل خداوند در مورد بندگانِ توانمندش که توانایی مالی یا مدیریتی  بیشتر دارند این است که گروهی از انسانها را تحت مدیریت خودشان قرار دهند و واسطه ی رزق آنان گردند تا آنها هم توانمند شوند  همچنانکه آب رودخانه را به جای نگهداری در استخر و راکد  و گنداب کردن میتوان به وسیله ی جویبارهای متعدد در بین باغچه ها و کشتزارها توزیع کرد باید رزق وسیع را هم توزیع کرد .

خداوند در آیه 75 سوره نحل میپرسد آیا عبد مملوک یا کارمند قراردادی مساوی و همسطح آن کارآفرین انفاق کننده هست یا خیر ؟

و اگر پاسخ را دریافتی باید بگویی الحمدلله ، ولی با این اوصاف  چرا همه نمی روند دنبال ایجاد کارآفرینی  ؟

 چون کارآفرینی علم می خواهد و اکثرهم لا یعلمون و غالب آنها این دانش را ندارند .

 

آنچه در ادامه ایه بعدی یعنی ایه 76  سوره نحل آمده است بنظر می آید تصویری از عاقبت و سرانجام کارمند مملوک و کارآفرین انفاق گر در دوران کهنسالی است ، چرا که در ابتدای آیه عبارت عطفی و  بکار رفته است که بنظر می رسد می خواهد این مثال را به مثال قبلی پیوند دهد و همچنین از عبارت رجلین یا مردان استفاده می کند که به معنای کامله مرد است  یا کسی که به سن رجال رسیده است یعنی می­توان گفت این مقایسه در سالها بعد بین دو فرد قبلی صورت می گیرد.

 

وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَجُلَیْنِ أَحَدُهُما أَبْکَمُ لا یَقْدِرُ عَلی‏ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ کَلٌّ عَلی‏ مَوْلاهُ أَیْنَما یُوَجِّهْهُ لا یَأْتِ بِخَیْرٍ هَلْ یَسْتَوی هُوَ وَ مَنْ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلی‏ صِراطٍ مُسْتَقیم76

و خداوند دو مرد را نیز مثل زده است که یکى از آن دو گنگ است و قدرت تفهیم و تفهّم ندارد و سربار مولاى خویش است، او را به هر جا روانه کند سودى به دست نمى آورد، آیا او با کسى که به عدالت فرمان مى دهد و خود نیز بر راه راست قرار دارد، برابر است ؟

 

در بخش اولِ این آیه در مورد مردی صحبت می شود که گنگ است و حالت افراد بی زبان و گیج را دارد و یا اینکه حرفی برای گفتن ندارد و همچنان اراده مدیریت هیچ جیزی را ندارد و به عبارتی تقدیر هیچ چیزی در اختیارش نیست . گویا این فرد اصلا این مهارت را ندارد و سربار صاحب و مولایش است ، و هزینه هایش به دوش صاحب وی هست بدون آنکه حتی بتواند سودی برساند یا خیری بیاورد .

این تصویر سازی قرآن از رجل یا مرد سن داری که گنگ و و ناتوان و سربار است انسان را یاد کارمندان بازنشسته ای می اندازد که حقوق و بیمه و بازنشستگی می گیرند و هیچ مهارتِ ارزش آفرینی هم ندارند ، نه برای خود و نه برای سازمانشان . حتی نمی توانند بعنوان یک پیک موتوری نقش مفیدی ایفا کنند ، از طرفی بخاطر انجامِ غیرخلاقانه ی یک عمر کارهای تکراری توسط بخش خودکار ذهن یا ناخودآگاه­شان از کم هوشی و کم حافظه بودن رنج می برند همچون  افراد دارای آلزایمر  یعنی کاملا از کار افتاده و سربار.

آیه ی نزدیکی که اشاره به آلزایمر دارد در آیه 70  همین سوره ی نحل است :

 

 

 

وَ اللَّهُ خَلَقَکُمْ ثُمَّ یَتَوَفَّاکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلی‏ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لا یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئاً إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ قَدیر نحل 70

و خدا شما را آفرید، سپس چون به عمرى متوسط رسیدید  شما را مى میراند، و برخى از شما کسانى اند که به فروترین دوران عمر رسانده مى شوند و چنان فرتوت مى گردند تا پس از دانستن، چیزى ندانند. قطعاً خدا دانا و تواناست. نحل 70

 

در بخش دوم  آیه  76  سوره نحل ما تصویر متفاوتی از مرد دیگری می­بینیم که حالا فرمانده شده و امر می کند و این امر و فرمانش بر اساس توسعه ی عدل یا ایجاد تعادل و عدالت است ، چیزی شبیه مدیرعامل و یا بالاتر از آن یعنی رئیس هیات مدیره و رهبر سازمانی .

این فرمانده یا رهبر در حالی امر به ایجاد تعادل و عدل می کند که خود در مسیر مستقیم در حال حرکت است یعنی یک حرکت رو  به رشد شخصی با یک نقشه راه تدوین شده از سالها قبل دارد . به این نقشه راه دراز مدت چشم انداز هم می­گویند .

بعبارتی برای کارآفرین شدن باید یک مسیر مستقیم ترسیم کرد و سالیان سال با بازنگری و اصلاح آن به پایداری آن کمک نمود .

در پایان اگر آیه­ی 75 و آیه­ی 76 را دنباله ی هم تصور کنیم و تصویر دو پیرمرد مربوط به آیه­ی 76 را نتیجه و سرانجام همان دو نفر آیه­ی 75 تلقی کنیم متوجه می­شویم که عاقبت کارمندی آلزایمر و ناتوانی و سربار بودن است که قدرت تقدیر و مدیریت هیچ چیز را هم ندارد و عاقبت کارآفرینی مدیریت کلان و پابرجا بودن است .

 

این شرح نوعی مدل برداری از دو آیه از قرآن بود که الزاما تنها برداشت یا تعبیر یا تفسیر نیست چرا که قرآن یک ظاهر دارد و هزاران باطن .

شاید یک جامعه شناس برداشتی کاملا متفاوت از این دو آیه داشته باشد و همچنین یک روانشناس .

آنچه مهم است این است که در این متن تلاش نموده ام از ظاهر معنای آیات فاصله نگیرم تا خدای ناکرده وارد ایجاد تاویل شخصی از قرآن نشوم .

امیدوارم این چند سطر ناچیز مورد قبول حضرت حق قرار گیرد بعنوان باقیات الصالحات

همچنین این متن را تقدیم میکنم به سرور بانوان دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و فرزند هدایتگرش مهدی موعود سلام الله علیه

محمد علی چوپانیان

مشهد مقدس

30/5/99

شب اول محرم 1442

 

#قرآن

#تفسیر_قرآن

#تفسیر_قرآن_به_قرآن

#کارآفرینی

#کارآفرینی_در_اسلام

#کارآفرینی_در_قرآن

#کارمندی_و_کارآفرینی

#سوره_نحل

بازی های مبتنی بر شانس مغز را در چه راستایی شرطی میکند؟

بازیهای مبتنی بر شانس قدرت شناسایی و کشف روابط علت معلولی رو از انسان میگیره و انتظار رخداد مطلوب  در انسان رو نهادینه میکنه

انتظاری که جایگزین تلاش در تغییر روابط علت معلولی میشه

تلاشی که میتونست  در سنین بالاتر خودِ انسان رو تبدیل به علت و عاملِ وقایعِ مطلوب کنه

بازیهای تاس دار مانند منچ و تخته نرد و بازیهای انتخاب رندوم مانند ورق و بازیهای ترکیبِ تاس و کارت مانند روپولی مغز رو شرطی میکنه که
باید منتظر یک برگ برنده ماند 
یک روانشناس هم نظر دقیقی داشت که میگفت مغزِ فرد بعد از شانس آوردن در بازی های شانسی در  نوبت بعد منتظر شکست هست چون میگوید عقاب بخت اینبار بر شانه ی دیگری خواهد نشست

کارآفرینان بزرگ خودشون علتِ حوادثِ تجاری میشن بجای معلولِ جریاناتِ تصادفی یا پیش بینی نشده

#ورق_بازی
#منچ
#تخته_نرد
#روپولی
#تاس
#شانس
#قانون_جذب
#کازینو
#قمار

#joker
#card_game
#card
#cards_game
#cards
#mench
#casino
#chance

مدیریت ایرانی در جهان بعد از کرونا

جهان تقسیم میشود به جهانِ قبل از کرونا و جهانِ بعد از کرونا

مطمئنا در جهان بعد از کرونا تئوری‌های مکتب مدیریت غربی در مقابل مدیریت شرقی رنگِ بیشتری خواهد باخت

چه آنکه کایزن و مودا و لین یا ناب سازی  و حتی چرخه ی دمینگ زادگاه شرقی دارند

در دنیای بعد از کرونا علم زایشِ بیشتری در شرق خواهد داشت و رَحِمِ یائسه ی آن در غرب نازا خواهد شد

در عالَمِ بعد از کرونا نهضتِ علمی ایرانیان احیا خواهد شد اینبار در حوزه ی مدیریت 

منابع علمی مدیریت ایرانی در عالَمِ بعد از کرونا قطعا نوشته های سه هزار ساله ی سان تزو در کتاب هنر جنگ آوری نیست

بلکه ایرانیان مکتب مدیریت خود را با متون نویسندگان دیگری پایه گذاری خواهند کرد
کسانی همچون :

ابوحامد محمد غزالی
خواجه نصیرالدین طوسی
عنصرالمعالی کیکاووس بن وشمگیر
محمدبن محمد رفیع بیگ آبادی
یوسف ابن علی مستوفی
عزیز الدین نسفی
سعدی
حافظ
مولوی

و البته متنِ مرجع در نوشته ی نویسندگان فوق چیزی جز قرآن و حدیث یعنی ثقلین نیست 

بی رونقی مشاغل آنلاین در دوران پساکرونایی

شاید تعجب کنید از این تیتر
ولی واقعیت دارد

حتما میگویید چطور حالا که اهمیت خرید و فروش اینترنتی محرز شده من یک چنین حرفی میزنم

 باز هم میگویم بی رونقی مشاغل اینترنتی پس از پایان دوران قرنطینگی کرونا یک واقعیت مسلم است حتی اگر همه کسب و کارها روی فروش آنلاین سرمایه گذاری کلان کنند.

البته این را هم بگویم که قطعا در طی گذر از این دورانِ سخت حتماً زیرساختهای اینترنتی و اینترانتی کشور قوی تر از قبل خواهد شد

ولی رفتار آینده ی مردم به بهره گیری حداقلی از اینترنت روی خواهد آورد.

مردم پس از کرونا قدر و ارزش ارتباطات واقعی را خواهند دانست

به فروشگاههای بزرگ خواهند رفت برای ارتباط با دیگران و نه فقط برای خرید.

با هم سینما میروند بجای دیدن تنهایی فیلم در فیلیمو و آپارات

تعداد جلسات حضوری نقد فیلم در شهر بیشتر میشود
همچنین جلسات کتابخوانی 

مردم کلاس های گروهی را به آموزش آنلاین ترجیح خواهند داد چون  اساتید و همکلاسی هایشان را از قبل در دوران قرنطینه پیدا کرده اند

تورهای گروهی شکل خواهد گرفت البته بصورت خودجوش

 شاید باور نکنید این گروههای پنج شش نفره دیگر  در سایتها هتل رزرو نمیکنند بلکه در خانه ی دوستان اینترنتی شان اقامت خواهند کرد همان دوستان آنلاین دوران کرونا

فستیوال های غذا و دورهمی های غذای خانگی جایگزین فست فودهای آنلاین خواهد شد چون مردم در دوران کرونا تجربه ی آشپزی و نانوایی در خانه را به خوبی پشت سر گذاشته اند

شما چه فکر میکنید در باره رفتار مردم بجا مانده از کرونا با اینترنت؟

همچنین  بگویید مدیر چه فعالیت گروهی خواهید شد در دوران پساکرونایی؟ 
کامنت کنید


#کرونا
#رفتار_اقتصادی
#آینده_پژوهی
#دوران_پسا_کرونایی

#economic_behavior
#Features_studies 
#After_corona
#corona_virus 

راز پولدار شدن یک عدد مرحومِ مقهور شده

این داستان واقعی است

تا زمانی که بر اثر یک بیماری ناشناخته ریغ  رحمت را سر کشید با او  قهر بودم . 
از مردنش خوشحال نشدم ولی راحت  شدم چون آشتی کردن با او خط قرمز من شده بود علت قهر کردن هم چیز پیچیده ای نبود . 
در یک ملاقات کمک به فامیل محروم که مادرم و دخترم هم همراهش بودند به دختر ۷ ساله من هم یک چک پول داده بود . درست زمانی که از لحاظ مالی بسیار ضعیف بودم شبانه رفتیم درب منزلش و چک پولش را پس دادیم و یک فحش آبدار هم به او دادم و همان شب با او قهر کردم . 
لعنتی روز به روز هم داشت پولدار می شد این را از شامهای خیراتی که می‌داد می فهمیدیم ولی من از او خوشم نمی آمد علتش یکی همان چک پول بود که گفتم  و دیگری شوخ طبعی افراطی و ناجورش  بود .

حالا فکر نکنید چون پولدار بود از او بدم می آمد بلکه جان شما فقط به خاطر بی تربیتی اش بود. 
روزی که فوت شد با خیال راحت به مراسم ختمش رفتم چون میدانستم ناهار حسابی خواهم خورد بدون آنکه مجبور شوم با او سلام علیک بکنم . 
و از آن روز دوستی من با مرحوم تازه پا گرفت 
یک روز رفتم سر قبرش و از او پرسیدم بگذریم که باتو قهر کرده ام ولی راستش را بگو چطوری پولدار شد ای
 شب به خوابم آمد و گفت... راز پولدار شدنش را بگذارید بین خودم و آن مرحوم بماند .

شما چه فکر میکنید؟ 
کامنت کنید

دلال مشاوره

از شما خواهش می کنم فکر نکنید که من آدم خشنی هستم ولی آن روز واقعاً دوست داشتم این آدمی که دارم به او مشاوره می‌دهم را بندازم تو استخر سوسمارها .

علت عصبانیت من این بود که بعد از ۸۰ جلسه مشاوره این سؤال را می شنیدم که جناب چوپانیان الان به نظر شما چه شغلی مناسب من است . 
گاهی فکر می‌کنم مراجعین من دوقلو هستند و در برخی جلسات قل دیگرشان را صرفا جهت خنده می‌فرستند یعنی آنقدر از ماجرا پرت هستند که دیوانه میشوم و مجبورم همه چیز را از نو برایشان تفهیم کنم . 
دیروز یکی از همین مدل مراجعینم که هیچ وقت به پیشنهاداتم عمل نکرد از دنیا رفت. نفس راحتی کشیدم و نگران نبودم که دیگر مرا دچار عذاب وجدان می کند .

خبر مرگش را تلفنی همسر آن مرحوم اطلاع داد و من را برای مجلس ختمش دعوت  کرد
 در پایان مکالمه گفت همسرم خیلی از شما تعریف میکرد
پرسیدم ممنون میشوم بفرمایید دقیقاً با چه تعابیری از من تعریف می‌کردند . 
گفت همسرم همیشه میگفت آدمی صبورتر از شما نمی شناخته پیش هر مشاوری که رفته بود عذر او را در جلسه سوم خواسته بودند  پرسیدم خدا بیامرز بالاخره توانست شغل مناسبی برای خودش پیدا کند؟
گفت ایشان مالک یک مجتمع تجاری اداری بود!!! پرسیدم پس چرا می آمد پیش من برای مشاوره؟
گفت اگر مزاحم شما می شد علتش این بود که به مستاجرینش مشاوره شغلی می‌داد و هر جلسه به جای یکی از آنها می‌آمد پیش شما و نقش او را بازی می کرد!  از ایشان تشکر کردم و آدرس دقیق مسجد رستوران را پرسیدم.

پی نوشت : زمان این داستان را قبل از شیوع کرونا فرض کنید در آن زمانها بهره برداری از مسجد و رستوران خطرناک نبود

#خاطرات_یک_مشاور
#دلال

رختکن تئاتر

هیچ هنرپیشه ای روی صحنه ی تئاتر لباسهایش را به هنرپیشه ی دیگر پز نمیدهد حتی  شغلی را  که نقشش را بازی میکند باعث تکبرش نمیشود
همچنین زیبایی چهره ی گریم شده اش او را دچار غرور نمیکند

تمرکزش در ایفای بهتر نقش خودش است و البته عکس العمل مناسب و بجا

دستمزدها و جایزه جشنواره ها بر اساس خوب بازی کردن و مکمل دیگران بودن ارائه می‌شود

و در  آخر شب همه در رختکن گریم های زشت و زیبای صورتشان را پاک میکنند و  لباسهای واقعی خودشان را میپوشند

دنیا نیز اینگونه است  نباید بخاطر نقش و امکاناتم به سایر همبازی های زندگی ام فخر فروشی و تکبر کنم

باید بازیگر مکمل خوبی باشم

#بازیگر_مکمل
#زندگی
#life
#theatre
#artist