نوشتنی های یک مشاور کسب و کار(فنآوری_اطلاعات)

نمیشود بدون ارتباطات اجتماعی از نوع کسب و کار به یک زندگی سالم دست پیدا کرد
نمیشود معامله کرد بی آنکه تعامل داشت
نمیشود زندگی کرد و شاغل نبود

۲ مطلب در دی ۱۳۹۸ ثبت شده است

تدوین استراتژی پایدار با سناریو نویسی بدبینانه

یکی از روشهای تدوین استراتژی سازمانی روش سناریو نویسی می باشد.

یعنی استراتژی را در قالب یک داستان زمان دار به نگارش در می آورند که این داستان از یک نقطه ی ابتدایی شروع میشود و به یک انتهایی که همان چشم انداز یا vision  است ختم میشود .

در این داستان یا سناریو تمام عوامل و اهداف و اتفاقات با قلمی شیوا و به سبک جذابِ رمان نویسی به صورت ملموس ارائه می شوند.

حالا باید دید که استراتژی را چگونه تدوین کنیم که پایدار باشد یعنی تحت هر شرایطی ما را به هدف نهایی یا چشم اندازش برساند به عبارتی برای هر اتفاقی یک پیش بینی داشته باشد.

ابتدا می آئیم خوشبینانه ترین حالت رسیدن به چشم انداز را روی کاغذ ثبت میکنیم و شپس شروع میکنیم به گمانه زنی های منفی نگرانه یعنی هر گونه اتفاقی  که ممکن است این استراتژیِ شسته_رفته را تحت تاثیر قرار دهد و مانع نتیجه بخش شدنش باشد را پیش بینی میکنیم ، آن هم در جلسات بارش افکار با حضور بدگمان ترین آدمهایی که میشناسیم و برای هر تهدید و ریسکی یک اقدام اصلاحی مناسب در نظر میگیریم.

اینگونه سناریو نویسی با پوشش تمام تهدید ها ما را به یک استراتژی و چشم انداز پایدار می رساند و این اطمینان را میدهد که اهداف سازمانی و به تبع آن چشم انداز سازمانی محقق خواهد شد.

همان گونه که در فیلمهای سینمایی از نوع سرقت بانک و موزه می بینیم که سارقان برای هر حالت ریسک داری یک نقشه ی جداگانه دارند با نام های نقشه ی A  و نقشه ی  B و نقشه ی C  و ...

لازمه ی اینگونه سناریو نویسی کنار گذاشتن خوشبینی محض و ارائه نظرات بدبینانه است و اینگونه است که استراتژی اجرای سازمان در هر مخاطره ای مورد محافظت قرار میگیرد .

یعنی برای حراست از اهداف اجرایی سازمان باید نگاه بدبینانه را چاشنی تدوین استراتژی کرد .

همانگونه که پیامبر اکرم صل الله علیه و آله فرموده اند :

به وسیله ی بدگمانی خود را از مردم محافظت کنید

احترسوا من الناس بسوء الظن

تحف العقول صفحه 54

 

 

زندگی چندبعدی مانند سینمای چندبعدی

کسانی که سینمای چندبعدی را مانند من تجربه کرده اند شاید سینمای معمولی دیگر برایشان جذابیت نداشته باشد ، یعنی آن چند دقیقه نشستن روی صندلی سینما چندبعدی و دیدن فیلم همراه با درک حرکتهای صندلی باد شدید و پاشیدن آب و دمیدن یک رایحه ی خاص در فضای سینما به همراه پخش صدا از پایین و بالا و اطراف ، آنها را با فضای سینمای معمولی بیگانه کرده است و آخر سر گفته اند اگر این سینما بود پس آنچه ما تا کنون به عنوان سینما استفاده میکردیم چه بود ؟

زندگی هم ابعاد گوناگون دارد مثلا تا وقتی ازدواج نکرده ای گویا روی سطح دو بعدی زندگی میکنی و وقتی همسرت وارد زندگی ات میشود این سطح تبدیل به حجم سه بعدی میشود و گویا وارد دنیایی جدید شده ای و زمانی هم که فرزندت به دنیا میآید این دنیای سه بعدی چهار بعدی میشود و در این بعد چهارم آینده نگری هم داخل معادلات مدیریتی تو در زندگی خانوادگی ات میشود چون درگیر آینده ی فرزند دلبندت میشوی.

همین تغییر ابعاد را در تجربه ی ورود به دانشگاه و سپس ورود به بازار کار  لمس میکنیم .

تا در دانشگاه مشغول تحصیل هستی علم را روی سطح کاغذ مشاهده میکنی و وقتی به خاطر مدرک دانشگاهی ات جایی استخدام میشوی همان علم را روی ابعاد جدیدتری از فضا و مکان و زمان و روابط کاری تجربه میکنی.

فرق است بین دوران تحصیل علمِ چهارساله ی دوره ی لیسانس کتابداری و روزهای پر تحرک و پر تنوع یک کتابدار شاغل در یک کتابخانه .

میانه روی یعنی آنکه در بهره مندی از ابعاد متنوع زندگی هر بُعد از زندگی را مانند بقیه تجربه کنی بجای آنکه به کناری وانهی .

یعنی اگر  دانشجویِ شاغلِ متاهل هستی ، باید هم به درس هایت برسی و هم به همسرت رسیدگی و توجه کنی و از مصاحبتش انرژی بگیری و هم شغلت را با کیفیت پیش ببری .

همان گونه که همسرمان از توجه و گفتگوی ما انرژی میگیرد ، علم و شغل ما هم از پرداختنِ همراه با تمرکز و توجهِ ما رشد و بالندگی می یابد .

بقیه ی ابعاد زندگی هم همینگونه است : روابط اجتماعی و معادلات اقتصادی و مناسبات فرهنگیِ تو نیازمند توجه و تمرکز همه جانبه ی تو هستند و نه آنکه تو را به استخدام خود درآورند .

و این توجهِ همه جانبه یعنی میانه روی .

و این میانه روی و در میانه راه رفتن در دنیای چندین بعدیِ وجود یعنی ثمر بخش بودن .

چنانچه امام باقر علیه السلام فرموده اند :

فردی که در زندگی اش میانه رو نباشد خیری در او نیست .

(تهذیب 236/7 )