نوشتنی های یک مشاور کسب و کار(فنآوری_اطلاعات)

نمیشود بدون ارتباطات اجتماعی از نوع کسب و کار به یک زندگی سالم دست پیدا کرد
نمیشود معامله کرد بی آنکه تعامل داشت
نمیشود زندگی کرد و شاغل نبود

ساده ترین و صریح ترین پاسخ این است که ایرانی ها بر خلاف جنایتکاران مهاجرت داده شده به آمریکا ، انسان های سلیم النفسی بوده اند .

ولی پاسخی پیچیده تر هم وجود دارد.

بار دومی که برای کنکور ارشد روانشناسی شرکت کردم و قبول هم نشدم ، مجموعه کاملی از متون درسی دوره ی کارشناسی روانشناسی را تهیه کردم و با هیجان مطالعه نمودم .

وسط های ماجرا هنگام مطالعه درس روانشناسی مرضی یک سوال بزرگ برای من پیش آمد و آن این بود که :

چرا اجداد دانشمند ایرانی ما دنبال این علم نبوده اند ؟

سوال بهتری جای این سوال را برای من پر کرد و آن سوال بهتر این بود :

ایرانیان چه جایگزین برتری را بجای روانشناسی ترجیح داده اند ؟

یادم آمد که در میان رشته های ارشد یک عنوان بود بنام روانشناسی مثبت گرا

آن عنوان را در گوگل جستجو کردم دیدم روانشناسی مثبت گرا در غرب و در اواخر قرن قبل یعنی دهه ی 90 اعلام وجود کرده است .

داستان این بوده :  از آنجایی که روانشناسی درمانگر فقط 5 درصد افراد جامعه را درمان میکرده و تحویل آن 95 درصد سالم میداده است ، روانشناسان غربی افسردگی میگیرند و میگویند ما چرا نباید برای اکثریت جامعه چیزی در چنته داشته باشیم ؟

و  وقتی دیدند کسی باقی نمانده  که از منِ غیرطبیعی به مرز منِ طبیعی برسانندش گفتند بیاییم با روانشناسی مثبت گرا همه ی من های نرمال و نرمال شده را به منِ متعالی برسانیم.

در روانشناسی غربی مخاطب باید به تنهایی و در تجرد از محیط ارتباطاتی اش خودسازی را تحت نظارت رواندرمانگر یا مربی به فعل برساند .

در حالی که در ایران قرنها قبل افرادی همچون سعدی پرچم دار مکتبی بوده اند که سالم سازی نفس را با وجود حداقل یک حریف تمرینی و در محیط واقعی آموزش میداده اند .

بله مکتب ایرانیِ ترجیح داده شده بر رواندرمانگری، همان مکتب اخلاق سعدی بوده است .

در این مکتب اصیل، اخلاق و خوش خلقی وضعیت پایداری بوده که از جلسه ی اول نیاز به وجود یک شخص بنام طرف مقابل داشته است.

صفات پسندیده ای مانند خوش خویی و خوش رویی و خوش کلامی و مهربانی و تواضع و خیرخواهی و تحمل و احترام فقط در روابط اجتماعی محک زده می شده و تمرین  داده میشده است نه در تنهایی و انزوا .

در نهایت میتوان گفت در مکتب اخلاق ایرانی بجای من طبیعی یا من متعالی ، مساله ی محوری ،  من و توی خوش اخلاق است و بجای امراض روانی صفات اخلاقی مورد بررسی و تمرین قرار میگیرد.

آنچه معدن اصلی سعدی و پیروان این مکتب اخلاقی بوده و هست چیزی نیست جز احکام قرآنی و احادیث نبوی و روایات اهل بیت علیهم السلام اجمعین

  • ۹۸/۰۸/۰۱
  • محمد علی چوپانیان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی